هشدار
لایسنس خطا: اطلاعات لایسنس یافت نشد لطفا جهت فعال سازی لایسنس محصول به پیشخوان وردپرس مراجعه فرمایید.
خرید محصول از سایت راست چین

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home3/ghazale2/public_html/wp-content/themes/dt-the7/inc/page.php:1) in /home3/ghazale2/public_html/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
اخبار جنایی_قتل های زنجیره ای_جنجالی ترین اخبار روز دنیا – غزاله رحیمی فراهانی http://ghazalehrahimi.ir وکیل پایه یک دادگستری Mon, 20 Mar 2023 16:33:08 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.2.3 فروزان با دلبری مرد جوان را به خاک سیاه نشاند http://ghazalehrahimi.ir/%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%da%a9-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/ http://ghazalehrahimi.ir/%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%da%a9-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/#respond Sat, 12 Feb 2022 07:51:30 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=969

فروزان با دلبری مرد جوان را به خاک سیاه نشاند

آن قدر گرفتار عشق پوشالی دختر27ساله شدم که حتی همسر و فرزندانم را به فراموشی سپردم به طوری که همسرم خانه را ترک کرد، ولی برای من چیزی جز عشق «فروزان» اهمیت نداشت.

تاوان عشق پوشالی به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، جوان33ساله که همه اموال و سرمایه اش را بربادرفته می‌دید درحالی که بیان می‌کرد در دام دختری شیاد افتادم و با یک عشق پوشالی زندگی ام را تباه کردم درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت:هنوز درگیر بازی و شیطنت‌های کودکانه بودم که پدرم به خاطر ابتلا به یک بیماری سخت، دار فانی را وداع گفت و این گونه مادرم من و چهار خواهر و برادرم را زیر بال و پر خودش گرفت. پدرم کارگر ساده یک شرکت بود و اوضاع اقتصادی خوبی نداشت. آن زمان در کلاس سوم راهنمایی تحصیل می‌کردم، اما تامین مخارج زندگی برای مادرم بسیار سخت بود و نمی‌توانست هزینه‌های تحصیل مرا فراهم کند به همین دلیل درس و مدرسه را رها کردم و با نظر مدیر شرکت جایگزین پدرم شدم چرا که مدیر آن شرکت خصوصی مردی خیراندیش و خیرخواه بود. او می‌گفت: به طور موقت در شرکت کار کن تا هزینه‌های خانواده ات تامین شود هرگاه نیز شغل بهتری پیدا کردی شرکت را رها کن!

 

خلاصه درحالی مشغول کار شدم که پدر بزرگ و مادربزرگم نیز در منزل ما ساکن شدند. آن‌ها اعتیاد داشتند و نمی‌توانستند منزل جداگانه‌ای را اجاره کنند در این میان با درآمدی که مادرم داشت من فرصتی پیدا کردم تا به صورت شبانه به تحصیلاتم ادامه بدهم. وقتی مقطع دبیرستان را به پایان رساندم و دیپلم گرفتم به درخواست مادرم با دختردایی ام ازدواج کردم در واقع همه این‌ها خیلی سریع رخ داد به طوری که رشته امور از دست من خارج شده بود مادرم می‌گفت: حالا که ازدواج کرده‌ای به دنبال زندگی مستقل خودت برو تا پاسوز ما نشوی از سوی دیگر نیز دختردایی ام دختری مهربان و کدبانو بود و می‌توانست امور خانه داری را به خوبی مدیریت کند. در همین اثنا از شرکت پدرم بیرون آمدم و مدیریت یک شرکت برگزاری مراسم جشن و عزا و تشریفات را به عهده گرفتم. خیلی زود اوضاع مالی ام سروسامان گرفت و روز به روز بهتر شد به طوری که دیگر همه نوع امکانات رفاهی را برای خانواده ام فراهم کردم، اما در محیط کاری ام دختری جوان و زیبا فعالیت می‌کرد که تقریبا شرایط زندگی اش همانند سرگذشت من بود او نیز سرپرستی خانواده اش را به عهده داشت و برای آسایش آن‌ها تلاش می‌کرد. به همین دلیل من بیشتر از دیگران به او توجه می‌کردم از سوی دیگر «فروزان» دختری با استعداد بود و از عهده همه امور شرکت به خوبی برمی آمد، ولی خودم نیز با داشتن همسر و دو فرزند نفهمیدم چگونه در دام این دختر زیرک گرفتار شدم. او که ترحم و توجه بیش از حد مرا می‌دید خیلی آرام درون زندگی ام خزید به طوری که من اورا به عنوان دختری مدیر و مسئولیت پذیر به همسرم معرفی کردم و گفتم که سرگذشت او همانند گذشته من است به همین دلیل همسرم نیز تا حد امکان به او لطف و محبت می‌کرد. خلاصه فروزان که همه امور شرکت را به دست گرفته بود آن قدر اعتماد مرا جلب کرد که ناخودآگاه عاشقش شدم و روی حرف او هیچ گاه حرف نمی‌زدم و همه خواسته هایش را برآورده می‌کردم. حساب بانکی شرکت و همه تصمیم‌های درست و نادرست به عهده او بود و من فقط به دنبال رابطه عاشقانه با او بودم.

 

این ارتباط عاطفی تا آن جا کشید که بالاخره روزی همسرم متوجه ماجرا شد و پس از یک درگیری لفظی خانه و زندگی ام را ترک کرد با وجود این من اهمیتی به رفتن او ندادم و تنها به وعده و وعید‌های فروزان دلخوش بودم. او به من وعده ازدواج می‌داد و با حرف‌ها و جملات عاشقانه اش قلب و روحم را ربود. فروزان وقتی متوجه شد که همسرم خانه و زندگی اش را ترک کرده است با زیرکی خاصی به من قول داد که فرزندانم را سرپرستی می‌کند من هم به وعده‌های او دلخوش بودم تا این که از چند روز قبل تلفن همراهش را خاموش کرد و به تماس هایم پاسخ نداد نگران و مضطرب به منزل مادرش رفتم و سراغ فروزان را گرفتم. مادرش حیران و متعجب گفت مگر شما با فروزان به خارج از کشور نرفته اید؟! با این پرسش تازه فهمیدم که چه بلایی به سرم آمده است. بلافاصله با بانک تماس گرفتم، اما همه حساب‌ها خالی بود. فروزان همه سرمایه و حساب‌های شرکت را برداشت کرده و به خارج از کشور گریخته بود. حالا من مانده ام و … شایان ذکر است به دستور سرگرد محمدی (رئیس کلانتری آبکوه) این پرونده در مسیر رسیدگی قضایی قرار گرفت.

جهت کسب و دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

منبع:گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%da%a9-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/feed/ 0
قتل پدر توسط پسر به خاطر خرید بازی رایانه ای http://ghazalehrahimi.ir/%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/ http://ghazalehrahimi.ir/%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/#respond Wed, 09 Feb 2022 07:47:40 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=966

قتل پدر توسط پسر به خاطر خرید بازی رایانه ای

ایران نوشت: ساعت2ظهرشنبه11دی گزارش قتل مرد میانسالی در خانه‌اش به بازپرس محمد حسن زارعی از سوی مأموران کلانتری129جامی اعلام شد.

به‌دنبال اعلام این خبر، بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل جنایت شده و با جسد مرد57ساله در حالی مواجه شدند که ضربه چاقویی به گردنش اصابت کرده بود.

 

همسر مقتول که خبر قتل شوهرش را به پلیس اعلام کرده بود در حالی که گریه می‌کرد به مأموران گفت: پسرم مقابل چشمان من پدرش را کشت. همسرم معلم بازنشسته بود و بعد از بازنشستگی، کارهای ساخت و ساز انجام می‌داد. امروز پسرم به خانه آمد و از من درخواست پول کرد. از آنجایی که چند روز قبل همسرم یک میلیون تومان به او داده بود من از دادن پول خودداری کردم اما پسرم شروع به دعوا و درگیری کرد.

 

او ادامه داد: به شوهرم زنگ زدم و ماجرا را گفتم و او گفت الان خودش را می‌رساند. زمانی که همسرم وارد خانه شد آنها با هم درگیر شده و پسرم ناگهان با چاقو ضربه‌ای به گردن پدرش زد و از خانه فرار کرد.

دستگیری یک ساعت بعد

مشخصات پسر جوان به دستور بازپرس شعبه اول دادسرای امور جنایی پایتخت به تمامی واحدهای گشت اعلام شد. بررسی‌ها برای شناسایی پسر فراری ادامه داشت که یک ساعت پس از جنایت، مأموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت، متوجه پسر جوانی حوالی خانه مقتول شدند. از آنجا که مشخصات پسر جوان با متهم فراری شباهت زیادی داشت پس از هماهنگی قضایی او را بازداشت کردند. زمانی که وی در مقابل بازپرس جنایی قرار گرفت به قتل پدرش اعتراف کرد.

 

گفت‌وگو با متهم

 

چرا پدرت را کشتی؟

پول می‌خواستم. چند روز قبل یک میلیون تومان به من داد، اما خیلی زود پولم تمام شد.

پول برای چه کاری می‌خواستی؟

دانشجوی کامپیوتر هستم و عاشق پلی استیشن و بازی‌های کامپیوتری و پدرم هم سر این موضوع مدام به من گیر می‌داد و می‌گفت پول‌هایت را خرج بازی نکن.

چرا چاقو همراهت بود؟

من و پدرم همیشه باهم اختلاف داشتیم. دو سه سال قبل در یک درگیری به من گفت تو را می‌کشم. از آنجایی که می‌ترسیدم به دست پدرم کشته شوم بعد از آن همیشه با خودم چاقو حمل می‌کردم.

مواد مصرف می‌کنی؟

مواد نه، اما گاهی گل می‌کشم. البته  به خاطر مشکلات روحی که داشتم تحت درمان بودم.

چرا بعد از قتل به خانه برگشتی؟

می‌خواستم ببینم چه بلایی سر پدرم آمده است. مأموران را دیدم که وارد خانه شده‌اند، اما نمی‌دانستم که پدرم فوت کرده است.

جهت کسب و دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

منبع:خبر آنلاین

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/feed/ 0
عروس کینه جو روی خواهر شوهرش اسید پاشید http://ghazalehrahimi.ir/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3-%da%a9%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%be%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af/ http://ghazalehrahimi.ir/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3-%da%a9%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%be%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af/#respond Tue, 08 Feb 2022 07:47:13 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=963

عروس کینه جو روی خواهر شوهرش اسید پاشید

زن جوان به جرم پاشیدن اسید روی خواهر شوهرش به پرداخت دیه و حبس محکوم شد.

حبس و دیه مجازات عروس اسید پاش به گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان، رسیدگی به این پرونده از سال95وزمانی کلید خورد که مأموران پلیس پایتخت از حادثه اسید پاشی در یکی از محله‌های افسریه باخبر و راهی محل شدند.

 

کارآگاهان در نخستین تحقیقات دریافتند در این حادثه عروس خانواده بعد از پاشیدن اسید روی صورت خواهر شوهرش قصد فرار داشته که از سوی همسایه‌ها دستگیر شده است.

 

مجروح حادثه که مینا نام داشت به بیمارستان منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت. در حالی که متهم در بازجویی‌ها منکر اسیدپاشی بود، اما مینا – قربانی حادثه – گفت: دیشب در خانه برادرم میهمان بودم سارا – همسر برادرم- با فرزندش در اتاق خوابید. صبح بعد از اینکه برادرم به محل کار رفت، ناگهان سارا بالای سرم آمد و سعی داشت مرا خفه کند.

 

بلافاصله از جا بلند شدم می‌خواستم فرار کنم که ناگهان روی صورتم اسید پاشید و فرار کرد. با سر و صدا‌های من بود که همسایه‌ها بیرون آمدند و او را دستگیر کردند. بعد از صدور کیفرخواست برای متهم، وی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

 

در نخستین جلسه محاکمه شاکی در جایگاه قرار گرفت و بار دیگر شکایتش را مطرح کرد و گفت: من و برادرم رابطه خوبی داشتیم و سارا به ما حسادت می‌کرد. او با این کار قصد انتقام داشته است و برای متهم درخواست قصاص دارم.

 

سارا نیز در دفاع از خود گفت: من اسید پاشی نکردم الآن دو سال است که شوهرم و خانواده‌اش اجازه نمی‌دهند فرزندم را ببینم. بی‌گناهم و بی‌دلیل در زندان هستم.

 

سپس شوهر متهم نیز به عنوان مطلع در جایگاه قرار گرفت و گفت: یک هفته قبل در کمد رختخواب هایمان یک بسته پودر اسید دیدم، اما پیگیر نشدم، زیرا اصلاً فکر نمی‌کردم همسرم قصد چنین کاری داشته باشد. در پایان هیأت قضایی وارد شور شدند و با مجرم شناختن متهم اصلی پرونده که تمامی مدارک موجود در پرونده علیه او بود و همچنین با توجه به نظریه پزشکی قانونی که عنوان کرده قصاص با توجه به عمق سوختگی روی صورت و بدن شاکی قابلیت اجرا نخواهد داشت، رأی به پرداخت دیه و ۱۰ سال حبس برای متهم صادر کردند.

جهت کسب و دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

منبع :گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3-%da%a9%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%be%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af/feed/ 0
مردی که زن خود راگردن زد http://ghazalehrahimi.ir/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b2%d8%af/ http://ghazalehrahimi.ir/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b2%d8%af/#respond Sun, 06 Feb 2022 10:49:57 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=957

مردی که زن خود راگردن زد

آخرین جزئیات قتل زن ۱۷ ساله توسط همسرش در اهواز

روز گذشته در شهر اهواز مردی سر همسر جوان خود را در ملآعام برید که انتشار این خبر باعث تشویش اذهان عمومی شد و مسئولان قضایی در این مورد واکنش نشان دادند.

به گزارش ایمنا، روز گذشته در شهر اهواز مردی سر همسر جوان خود را در ملأعام برید که انتشار این خبر باعث تشویش اذهان عمومی شد.

 

قاتلانی که بعد از قتل یک دختر17ساله،سر او را در محل چرخانده بودند، بعد از چند ساعت دستگیر شدند.

 

روز گذشته برخی رسانه‌ها خبری از یک عمل شنیع دادند که بر این اساس گفته شده بود: یک مرد اهوازی به کمک برادرش همسر خود را کشت و سر بریده او را در خیابان‌ها گرداند.

 

چند ساعت بعد از این اتفاق عوامل قتل شناسایی و دستگیر شدند.

 

عاملان قتل در بازداشت به سر می‌برند

عباس حسینی‌پویا، دادستان اهواز در رابطه با قتل این زن جوان اهوازی اظهار کرد: اکنون همسر این دختر جوان که قاتل است و برادر همسرش که در قتل کمک کرده دستگیر شدند.

 

وی در تشریح علت قتل دختر17ساله اهوازی که بعداز ظهر روز گذشته اتفاق افتاد، اظهار کرد: ظاهراً این خانم جوان به کشور ترکیه فرار کرده و از آنجا یکسری تصاویر را برای همسر خود ارسال کرده بود که این تصاویر سبب تحریک احساسات همسر وی شده است.

 

دادستان اهواز با بیان اینکه انگیزه این قتل ناموسی بوده است، افزود: پدر مقتول دختر خود را به ایران بازمی‌گرداند و زمانی که همسر دختر جوان متوجه حضور همسرش در اهواز می‌شود جرأت پیدا می‌کند و برای کشتن وی اقدام می‌کند.

همدستی برادر قاتل در قتل

وی گفت: اکنون همسر این دختر جوان که قاتل است و برادر همسرش که در قتل کمک کرده دستگیر شدند و در بازداشت به سر می‌برند.

 

حسینی تصریح کرد: قطعاً به شدت با متهمان برخورد خواهد شد؛ چراکه علاوه بر بحث قتلی که اتفاق افتاده، گردن زدن این خانم در ملأعام نیز جرم است.

 

وی در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه برخورد دستگاه قضا با افرادی که از این حادثه فیلم گرفته و منتشر می‌کنند چگونه است، اظهار کرد: قطعاً اگر ثابت شود افرادی به صورت عمدی اقدام به انتشار این فیلم‌ها کرده‌اند بازداشت خواهند شد.

 

دادستان اهواز افزود: فردا به اداره آگاهی دستور می‌دهیم که افرادی را که با انتشار این فیلم‌ها، تعمداً سبب تشویش اذهان عمومی شده‌اند را شناسایی کنند.

برخورد قاطع دستگاه قضائی با عوامل قتل زن جوان اهوازی

رئیس کل دادگستری استان خوزستان از برخورد قاطع و سریع دستگاه قضائی با عوامل قتل زن جوان اهوازی خبر داد.

 

حجت‌الاسلام‌والمسلمین صادق مرادی، رئیس کل دادگستری استان خوزستان، اظهار کرد: متأسفانه امروز قتلی در اهواز اتفاق افتاد و متعاقب آن، قاتل اقدام به نمایش عمل فجیع خود در یکی از خیابان‌های شهر کرد که این امر موجب خدشه به امنیت روانی شهروندان شده است.

 

وی با بیان اینکه با تلاش پلیس و صدور دستورات قضائی لازم، عوامل قتل شناسایی و ساعاتی پس از حادثه دستگیر شدند، گفت: دستگاه قضائی استان با متهم این حادثه قاطع و سریع برخورد می‌کند.

جهت کسب و دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

منبع:گروه خبرگزاری ایمنا

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b2%d8%af/feed/ 0
راز خانه وحشت فاش شد http://ghazalehrahimi.ir/%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b4-%d8%b4%d8%af/ http://ghazalehrahimi.ir/%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b4-%d8%b4%d8%af/#respond Sun, 06 Feb 2022 07:24:15 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=954

راز خانه وحشت در تهران فاش شد

آیا دختران فراری که در خانه وحشت به فجیع‌ترین شکل ممکن نگهداری می شدند عاشق شکارچی خود شده بودند؟ این سوالی است که در این گزارش به دنبال پاسخ به آن هستیم.

ماموران پلیس وقتی با هماهنگی قضایی قفل خانه وحشت را شکستند و وارد آنجا شدند، به محض ورود صحنه تکان دهنده‌ای را مقابل خود دیدند. خانه کاملا به‌هم ریخته بود و در قسمت پذیرایی دختری جوان با دست و پای بسته و برهنه افتاده بود.

دختر جوان حدودا21ساله بودو وقتی پلیس را دید سراسیمه گفت که سعید آنها را زندانی کرده است. ماجرا عجیب به‌نظر می‌رسید و مأموران وقتی وارد اتاق خواب شدند صداهایی از داخل کمد دیواری شنیدند. در کمد قفل بود و مأموران که آن را باز کردند با دختری جوان که او هم حدود21سال سن داشت و برهنه بود با دست و پای بسته روبه‌رو شدند.

این دختر هم می‌گفت که سعید او را در کمد زندانی کرده است اما این همه ماجرا نبود. لحظاتی بعد مأموران پشت در اتاق خواب بسته‌ای عجیب دیدند. نایلون مشکی رنگی دور جسمی پیچیده شده بود و وقتی آن را باز کردند با جسد دختری جوان که مدت زیادی از مرگش می‌گذشت روبه‌رو شدند.

2دختری که در خانه مخوف زندانی بودند تحت بازجویی قرار گرفتند. یکی از آنها ساکن شهری در اطراف تهران بوده و دیگری در یکی از مناطق پایتخت زندگی می‌کرده است. یکی از آنها به‌دلیل اختلافاتی که با خانواده‌اش داشت حدود8ماه قبل از خانه پدرش فرار کرده و از همان زمان در خانه سعید زندانی شده و در کمد نگهداری می‌شد. دیگری نیز حدود3سال قبل از خانه فرار کرده بود و او هم در این مدت در خانه سعید زندانی بود و اجازه خروج نداشت.

این دختران می‌گفتند که سعید آنها را شکنجه می‌داده و به آنها تجاوز می‌کرده است.

دختران فراری عاشقانه من را دوست داشتند!

سعید اما تا به امروز هیچکدام از اتهامات را قبول ندارد و قتل را نپذیرفته است. او در روند بازجویی ها هم ادعایی مطرح کرده که از نظر خیلی ها شاید خنده دار به نظر برسد. او مدعی شده است که دختران فراری عاشقش بودند و برای همین به همدیگر حسادت می کردند.

سعید می گوید که قتل دختر فراری دیگر کار همین دو دختر است که خودشان را به مظلومیت زده اند. شکارچی دختران فراری همچنین مدعی است چون او به دختری که به قتل رسیده توجه بیشتری می کرده برای همین دو دختر دیگر به او حسادت کردند و او را کشتند. سعید در آخرین بازجویی اش گفته است: یکی از دختران فراری کلید خانه را داشت، اصلا شما تصور کنید کلید نداشتند و من در را به رویشان قفل می‌کردم. آن‌وقت زمانی که از خانه می‌رفتم بیرون نمی‌توانستند به در بکوبند و از همسایه‌ها کمک بخواهند؟ در طبقه ما چند واحد دیگر هم وجود دارد و کلی آدم در آنجا زندگی می‌کنند. به هر حال یکی برای کمک به آنها دست به‌کار می‌شد، نمی‌شد؟ یکی از آن دخترها می‌گوید که من او را در کمد حبس کرده بودم، شما به خانه من بیایید، کافی است امتحان کنید و ببینید در کمد چطور با یک ضربه کوچک باز می‌شود. من و یکی از دخترها بارها برای خرید مواد از خانه بیرون رفته بودیم، آیا نمی‌توانست فرار کند؟ از سوی دیگر دو گوشی موبایلم در خانه دست آنها بود و خودم با یک گوشی معمولی از خانه بیرون می‌رفتم. نمی‌توانستند با پلیس تماس بگیرند؟ باور کنید نمایش بازی کرده‌اند، نه حبسی در کار بوده و نه آنها گروگان من بوده‌اند. هردوی آنها تا حد جنون عاشق و دلباخته من بودند و برای مظلوم‌نمایی این حرف‌ها را علیه من زده‌اند.

دختران فراری واقعا عاشق شکارچی شان شده بودند؟

اما آیا ادعای شکارچی دختران فراری درباره علاقه دختران به او غیرواقعی است؟ شاید در باور کسی نگنجد که کسی در بدترین شرایط زندگی کند اما باز به گروگان گیر یا زندانبانش علاقه مند شود اما این احتمال در علم روانشناسی وجود دارد و از آن به عنوان سندروم استکهلم یاد می شود. در این رابطه با سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت و گویی انجام داده ایم که می‌خوانید:

 

آقای دکتر شما از ادعای شکارچی دختران مطلع هستید فکر می کنید چرا او چنین ادعایی مطرح کرده است؟

 

من در ابتدا بگویم که صرفا با یک ادعا نمی توان همه چیز را تحلیل کرد پس باید تا تمام شدن روند بازجویی ها و روشن شدن همه ابعاد پرونده منتظر ماند. اما در رابطه با ادعای متهم درباره دختران فراری باید بگویم که هر کدام از ما ممکن است اخباری را بشنویم و از آن اخبار تعجب کنیم. یکی از این اخبار موضوعی است که اخیرا مطرح شد که در آن سه دختر فراری در شرایط فجیعی در یک خانه کوچک نگهداری می شدند اما به ادعای صاحب خانه علاقه مند به او بودند. این موضوع از منظر روانشناسی قابل تامل و بررسی است.

 

فکر می کنید واقعا چنین اتفاقی افتاده است؟ یعنی دختران فراری عاشق زندانبان خودشان شده بودند؟

 

این امر غیرممکنی نیست. این اتفاق به نوعی در زندگی های دیگر و به اشکال متفاوتی هم قابل مشاهده است. مثلا زنی در خانه اش سالها مورد آزار قرار می گیرد اما همچنان وفادار به همسرش هست و کسی که بعدا شرایطش را می شنود از آن زن می پرسد که چرا آنجا مانده بود و زن پاسخ می دهد چون عاشقش بوده! این برای خیلی از ماقابل درک یا باور نیست اما مسئله ای هست که وجود دارد. حتی گاهی در محیط های اجتماعی هم این موضوع قابل مشاهده است که فردی علیرغم همه شرایط سختی که کارفرما برایش فراهم کرده باز ابراز نارضایتی ندارد و همین زمینه سواستفاده های دیگر کارفرما را از او فراهم می کند.

 

چرا چنین اتفاقی می افتد؟

خب گاهی ممکن است که قربانی به گروگان گیر یا زندانبانش احساس مثبتی پیدا کند. همچنین احساسات منفی قربانی به خانواده یا دوستان هم در این موضوع دخیل است. اولین بار این اتفاق در سوئد افتاد. وقتی گروگانگیر ۴کارمند بانک را گروگان گرفته بود پس از آزادی گروگان‌ها معلوم شد که آنها به گروگانگیر حس عاطفی پیدا کرده اند. برای همین در روانشناسی عارضه جدیدی مطرح شد به نام سندرم استکهلم. بر اثر این سندرم گروگان ها گاهی از رفتار و کارهای گروگانگیر حمایت می کنند.

 

این احساس عاطفی پیدا کردن به فرد آزار دهنده یا گروگانگیر متداول است؟

 

لزوما نه. اما در حوزه خشونت خانگی، در محیط های کار و.. گاهی افراد این موضوع را تجربه می کنند. یعنی کسانی در بدترین شرایط بدترین آزارها را می بینند اما تلاشی برای تغییر شرایط یا رهایی از آن شرایط نمی کنند. در ادعای فرد متهم به زندانی کردن دختران فراری هم این موضوع وجود دارد که مدعی است دختران فراری در زمان هایی که او در خانه نبوده حتی فریاد نمی زدند که همسایه ها از حضور آنها یا زندانی شدن‌شان باخبر شوند.

 

ببینید ما با مواردی روبرو بوده ایم که فرد گفته این شرایط را تحمل کرده تا فرصت برای یادگیری و مهارت بیشتر داشته باشد. اما طبیعتا در چنین شرایطی افرادسلامت اجتماعی و روانی شان تهدید می شود و در آینده آسیب های روانی خودش را به شکل شدیدتری نشان می دهد

ببینید در سندرم استکهلم قربانی هر کسی می تواند باشد. قربانی که درگیر با این سندرم است همه موقعیت ها را بر اساس دید طرف مقابل (آزار دهنده یا گروگانگیر و…) تجزیه و تحلیل می کند. یعنی قربانی حرف‌های طرف مقابل را کاملا پذیرفته که به او گفته است اگر تو را می زنم به خاطر خودت است یا اگر این شرایط سخت وجود دارد به خاطر خودت است… برای همین فرد برای نجات خودش از آن شرایط کار خاصی انجام نمی دهد و به همان راضی می شود. من توصیه می کنم افراد فیلم های زیادی که بر اساس همین موضوع سندرم استکهلم ساخته شده اند را ببینند فیلم‌هایی مانند «بعداز ظهر سگی»، «در خواب فرو رفته» و… راه نجات از این سندرم هم این است که افراد ساکت نمانند و توانایی و مهارت مقابله با رفتارهای منفی و آزار دهنده را در خودشان تقویت کنند و بدانند آنها فرد طرد شده ای نیستند و افراد دیگری هستند که می توانند به او کمک کنند و او را از شرایط موجود رها کنند.

 

پرونده‌  مربوط به شکارچی دختران از روز ۱۵‌ آذر‌ماه امسال همزمان با نجات دو دختر جوان به نام‌های زهرا و ساناز که در آن خانه به صورت وحشتناکی حبس شده‌بودند، از سوی مأموران پلیس پایتخت به جریان افتاد.آن روز مأموران جسد دختر جوان ناشناسی را هم که در نایلون زباله‌ای بسته‌بندی شده بود کشف کردند و سعید صاحبخانه و خواهرش را به اتهام قتل، حبس غیر‌قانونی و آزار و اذیت دختران جوان بازداشت کردند.

 

بررسی پرونده سعید هر روز اسرار تازه‌ای را بر ملا می‌کرد به طوری که مشخص شد وی علاوه بر حبس و دو دختر و قتل دختر ناشناس چند زن و دختر جوان دیگر را هم در خانه‌اش حبس و به آن‌ها تجاوز کرده است. یکی از افرادی که در آن خانه حبس شده‌بود، اما با کمک شوهرش نجات پیدا می‌کند زن جوان اهل شهرستان شاهرود است که همراه دختر چهار‌ساله‌اش در تهران به دام سعید می‌افتد تا اینکه شوهرش به دادش می‌رسد و او را نجات می‌دهد. زن جوان پس از شناسایی برای تحقیق به دادسرا احضار شد و صبح دیروز در دادسرای امور جنایی تهران از سوی قاضی محمد وهابی مورد تحقیق قرار گرفت.

 

زن جوان که هنوز با یاد خاطره‌های تلخ و وحشتناک آن روز‌ها دست و پایش به لرزه می‌افتد می‌گوید: با شنیدن اسم سعید و خواهرش ترس و لرز تمام وجودم را می‌گیرد و ناخودآگاه حالم بد می‌شود و فکر می‌کنم که مرگم نزدیک است. زن جوان برخلاف اعترافات دو ختر جوان که مدعی بودند زن شاهرودی به خاطر اختلاف با شوهرش از خانه‌شان فرار کرده و در دام سعید گرفتار شده بود، ادعا کرد که آن روز برای دیدن دوستش به تهران آمده که گرفتار سعید شده بود.

 

یک هفته اسارت در دخمه شیطان

 

وی در توضیح یک هفته اسارت در خانه وحشت گفت: آن روز برای دیدن دوستم همراه دختر چهارساله‌ام راهی تهران شدم. وقتی به تهران رسیدم هر چقدر با شماره تلفن دوستم تماس گرفتم جواب نداد و ساعتی بعد هم تلفن همراهش خاموش شد. چند ساعتی در تهران حیران و سرگردان بودم به امید اینکه تلفن همراه دوستم روشن شود و آدرس خانه اش را بگیرم. هر چقدر به غروب آفتاب نزدیکتر می‌شد نگرانی من هم بیشتر می‌شد، چون جا و مکانی نداشتم و از طرفی هم کارت شناسایی‌ام را در شاهرود جا گذاشته بودم و نمی‌توانستم به هتل یا مسافرخانه‌ای بروم.

 

غروب آفتاب بود من و دخترم غمگین و نگران داخل پارکی در نزدیکی ترمینال نشسته بودیم که سعید به ما نزدیک شد و احوال ما را پرسید. او انگار خبر داشت که ما از شهرستان آمده‌ایم و جا و مکانی نداریم و وقتی برای او موضوع را توضیح دادم خودش را سرهنگ انتظامی معرفی کرد و گفت: حاضر است به من و دخترم جا و مکان بدهد و بعد هم کمک کند تا دوستم را پیدا کنم. ابتدا قبول نکردم، اما او اصرار کرد و گفت همراه مادر و خواهرش زندگی می‌کند و برای اینکه اعتماد مرا جلب کند با تلفن همراه خواهرش تماس گرفت و گفت مهمان دارد و حتی تلفن را به من داد و من با خواهرش صحبت کردم و خواهرش هم با مهربانی و چرب زبانی مرا به خانه‌اش دعوت کرد

وی ادامه داد: ما همراه سعید راهی خانه‌اش شدیم و همان ابتدا خواهرش از ما پذیرایی کرد. خانه‌ای مرموز به نظر می‌رسید و صدا‌هایی هم از داخل کمد و اتاق دیگری به گوشم می‌رسید که ترس به سراغم آمد. پشیمان شدم و خواستم از آنجا خارج شوم که سعید نقش اصلی‌اش را رو کرد. او چاقویی زیر گلویم گذاشت و تهدید کرد اگر بخواهم از خانه‌اش فرار کنم یا اگر درباره این موضوع با کسی حرفی بزنم من و دخترم را می‌کشد. او همان شب اول با تهدید چاقو مرا آزار و اذیت کرد و از من فیلم سیاه و سیاسی تهیه کرد و تهدید کرد اگر به خواسته‌هایش عمل نکنم فیلم مرا در فضای مجازی پخش می‌کند.

 

او مرا ساعت‌ها در توالت حبس می‌کرد و گاهی هم مرا از آنجا به داخل اتاق می‌آورد و آزار می‌داد. نا‌امید شده‌بودم و فکر می‌کردم که لحظات پایانی زندگی‌ام را در این خانه و زیر شکنجه‌های سعید باید سپری کنم، اما خدا کمکم کرد و شوهرم فرشته نجاتم شده بود.

 

وی درباره نجاتش گفت: وقتی در آن خانه اسیر بودم تمامی وسایلم در اختیار سعید و خواهرش بود و خواهرش چند باری با کارت عابر من از مغازه نزدیک خانه‌شان خرید کرده‌بود. از طرفی شوهرم اعلام مفقودی کرده بود که پیامک‌های برداشت حسابم به کارتش ارسال می‌شد و او هم با پیگیری همان پیامک‌ها با کمک پلیس محلی که من در آنجا حبس بودم من را پیدا کرد.

 

وقتی همراه پلیس به سراغم آمدند خواهر سعید در را باز کرد و ادعا کرده‌بود که دوست من است. او مرا از آنجا نجات داد، اما من تا الان راز آزار و اذیت و شکنجه‌های سعید و خواهرش را پنهان کرده‌بودم. چون او از من فیلم سیاه تهیه و مرا تهدید به مرگ کرده بود. آن زمان زهرا و ساناز در آنجا اسیر بودند و من به شوهرم و پلیس حرفی نزدم و آن‌ها هم حرف‌های مرا باور کردند.

 

وی درباره ملاقات با زهرا و ساناز در خانه وحشت گفت: من یک هفته اسیر آن خانه بودم که در هر روز و شب صدای ناله‌ای از داخل کمد به گوشم می‌رسید. ابتدا با ساناز که در اتاقی حبس شده بود روبه‌رو شدم و بعد هم فهمیدم که دختر دیگری داخل کمد حبس است که کلید آن فقط در اختیار سعید و خواهرش است. روزی متوجه شدم که سعید کلید را کجا مخفی کرد و وقتی او بیرون رفت کلید را برداشتم و از روی کنجکاوی در کمد را باز کردم که با زهرا روبه‌رو شدم و بعد از ترس دوباره کمد را قفل کردم و کلید را سرجایش گذاشتم

 

مواجه حضوری سعید و خواهرش

 

در حالی که سعید ادعا می‌کند ساناز و زهرا از روی حسادت دختر ناشناس را به قتل رسانده‌اند، در مواجه حضوری وی با خواهرش مشخص شد سعید عامل قتل است. خواهر سعید گفت: دختر جوان می‌خواست از خانه بیرون برود که سعید اجازه نمی‌داد و به همین خاطر او داد و فریاد می‌کرد که سعید از من پیچ گوشتی خواست تا او را ساکت کند و من هم به او پیچ گوشتی دادم و سعید هم با آن او را به قتل رساند

 

از طرفی هم دختران نجات یافته در بازجویی‌ها گفته اند که سعید تلفن همراه مدل بالای طلایی رنگی داشت که با آن فیلم سیاه تهیه می‌کرد که داخل آن گوشی کلکسیونی از فیلم‌ها است. این درحالی است که مأموران هنوز موفق به کشف این گوشی نشده‌اند و تلاش برای کشف گوشی طلایی سعید ادامه دارد تا راز فیلم‌های سیاه وی بر ملا شود.

جهت دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

منبع:اخبار خوندنی

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b4-%d8%b4%d8%af/feed/ 0
قاتل شهید رنجبر بازداشت شدی http://ghazalehrahimi.ir/%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b4%d8%af%db%8c/ http://ghazalehrahimi.ir/%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b4%d8%af%db%8c/#respond Sat, 05 Feb 2022 07:41:23 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=951

قاتل شهید رنجبر بازداشت شدی

فرمانده نیروی انتظامی فارس گفت: قاتل شهید رنجبر در حین دستگیری با همان چاقویی که او را به شهادت رسانده بود، با مأموران درگیر شد.

باشگاه خبرنگاران جوان شیراز – سردار رهام بخش حبیبی در حاشیه مراسم تشییع پیکر سرهنگ دوم شهید رنجبر شهید مدافع امنیت در دارالرحمه شیراز گفت: قاتل پس از به شهادت رساندن شهید رنجبر به یکی از روستا‌های فارس فرار کرده بود.

 

او گفت: بلافاصله مأموران به محل اختفای قاتل در یکی از روستا‌های شیراز مراجعه کرده و خوشبختانه او را در مخفیگاهش پیدا کردند.

 

حبیبی گفت: زمانی که قاتل دستگیر شد هنوز چاقویی که شهید رنجبر را به شهادت رسانده بود در دستش بود و با همین چاقو با مأموران درگیر شد.

 

فرمانده انتظامی استان فارس گفت: ما در همان درگیری با وجود اینکه اسلحه داشتیم و می‌توانستیم او را مورد هدف گلوله قرار دهیم این کار را انجام ندادیم و در حین درگیری پای قاتل شکست.

 

سردار حبیبی گفت: قاتل حین دستگیری حالت طبیعی نداشت و احتمالاً وی مواد مصرف کرده بود و او نیز استان فارسی نیست.

جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان شیراز

 

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b4%d8%af%db%8c/feed/ 0
مرد همسرکش در انتظار محاکمه http://ghazalehrahimi.ir/943-2/ http://ghazalehrahimi.ir/943-2/#respond Tue, 01 Feb 2022 07:30:24 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=943

مرد همسرکش در انتظار محاکمه

پرونده مرد جنایتکار که20سال پس از قتل پدرش این بار به‌خاطر سوءظن به‌همسرش او را به قتل رسانده بود برای رسیدگی به دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.

مرد همسرکش در انتظار محاکمه به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، اوایل تیر سال97خبرقتل زنی جوان در خانه‌اش به پلیس اعلام شد. فرزندان این زن در تحقیقات به پلیس مدعی شدند همسر مادرشان عامل این قتل است. همزمان با دستگیری مرد جوان وی ضمن اعتراف به قتل گفت: مریم چند سال قبل ازدواج کرده و دو فرزند هم داشت.

 

اما بعد از جدایی از شوهرش با او آشنا شدم و ازدواج کردیم. چند سالی با هم زندگی می‌کردیم، ولی این اواخر رفتارش تغییر کرده بود و فکر می‌کردم به من خیانت می‌کند. سر همین موضوع با هم اختلاف پیدا کردیم و یک روز که دعوایمان شدت گرفت با چاقو او را کشتم. در حالی که تحقیقات از متهم ادامه داشت کارآگاهان در بررسی سوابق وی دریافتند این مرد در سال68نیزدر یک درگیری خانوادگی پدرش را به قتل رسانده بود، اما با رضایت خانواده‌اش از قصاص رهایی یافته و پس از چند سال نیز از زندان آزاد شده بود.

 

بدین ترتیب بازپرس پرونده وی را برای انجام آزمایش‌های روانی به پزشکی قانونی فرستاد. چندی بعد کارشناسان اعلام کردند که وی دچار بیماری روانی است، اما شدت بیماری در حدی نیست که رافع مسئولیت کیفری از متهم باشد. بدین ترتیب پرونده با صدور کیفرخواست مبنی بر قتل عمد و با درخواست قصاص اولیای دم برای وی به دادگاه کیفری فرستاده شد تا محاکمه شود.

منبع:گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان

جهت کسب و دریافت مشاوره تلفنی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/943-2/feed/ 0
اعترافات مردی که زنش را آتش زد http://ghazalehrahimi.ir/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d8%b2%d8%af/ http://ghazalehrahimi.ir/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d8%b2%d8%af/#respond Mon, 31 Jan 2022 08:12:57 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=935

اعترافات مردی که زنش را آتش زد!

مرد نقاشی که همسرش را با تینر به آتش کشید در جلسه بازپرسی به جرم خود اعتراف کرد و گفت: مدتی بود که همسرم به خاطر بیکاری من سرناسازگاری گذاشته بود و با یکدیگر درگیر بودیم!

به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان ،  اوایل بامداد نوزدهم بهمن سال گذشته بود که نیرو‌های امدادی اورژانس آژیرکشان به شهرک شهید باهنر مشهد (قلعه خیابان) وارد شدند و پیکر نیمه سوخته زن جوانی را به بیمارستان امام رضا (ع) انتقال دادند.

 

این زن31ساله که از شدت درد به خود می‌پیچید بلافاصله توسط کادر درمانی بخش سوختگی بیمارستان مورد مداوا قرار گرفت و از مرگ حتمی نجات یافت.

 

مداوای این زن که بخش زیادی از پیکرش دچار سوختگی‌های شدیدی شده بود مدتی ادامه یافت تا این که وی توانست با صورتی بانداژ شده مقابل قاضی شعبه404دادسرای عمومی و انقلاب مشهد قرار گیرد و شکایت خود را مطرح کند. اگرچه همسر این زن از زمان وقوع حادثه و با گزارش شاهدان عینی و نیرو‌های امدادی و با صدور دستوری از سوی قاضی سیدجواد حسینی (معاون دادستان مرکز خراسان رضوی) بازداشت شده بود، اما باید حقیقت ماجرا با اظهارات طرفین مشخص می‌شد.

 

گزارش‌ها حاکی است، به دستور سرپرست مجتمع قضایی شهید بهشتی مشهد این پرونده با توجه به اهمیت آن در شعبه404 بازپرسی مورد رسیدگی قرار گرفت و زن جوان که بهبودی نسبی یافته بود در برابر میز عدالت نشست و در تشریح ماجرا به قاضی باقری گفت: شب حادثه حدود ساعت12نیمه شب بود که شوهرم با نگرانی و دلهره به منزل آمد، استرس داشت و با حالتی مضطرب مدعی بود که می‌خواهد برای رنگ کاری ساختمان به رشتخوار برود، چون شوهرم نقاش ساختمان است و گاهی به مکان‌های مختلف می‌رود من چیزی نگفتم آن شب هیچ دعوا و درگیری هم با یکدیگر نداشتیم. او سوار خودروی پرایدش شد و برای رفتن به رشتخوار از منزل بیرون رفت، ولی حدود یک ساعت بعد در حالی دوباره به خانه بازگشت که من و فرزندانم خواب بودیم.

 

وی زنگ زده بود و من متوجه نشده بودم تا این که گوشی تلفنم زنگ خورد و دیدم شوهرم است که می‌گوید در را باز کن! وقتی خواب آلود در منزل را به رویش گشودم به او گفتم مگر به رشتخوار نرفتی؟ گفت: نه! حالا می‌روم! او سپس در خانه چرخی زد و من هم برایش پرتقال آوردم! او بعد از خوردن میوه گفت: ساعت4صبح مرا بیدار کن تا بروم!

 

آن شب  دوباره خوابیدم، اما وقتی حدود ساع ت دو نیم شمانم را گشودم او هنوز بیدار بود و با گوشی تلفن خودش ور می‌رفت! به او گفتم بخواب! مگر نمی‌خواهی صبح زود به رشتخوار بروی؟! با این جمله خودم نیز خوابیدم تا این که ناگهان با اصابت گوشی تلفن به صورتم از خواب پریدم تا نیم خیز شدم که ببینم چه اتفاقی افتاده ناگهان همسرم لگد محکمی به من زد که خون بالا آوردم! دیگر ترسیده بودم فکر می‌کردم در حال مرگ هستم، خودم را نیم خیز و چهار دست و پا به داخل حمام کشاندم! گفتم دارم می‌میرم! شوهرم که هنوز خشمگین بود فریاد زد الان راحتت می‌کنم! در یک لحظه که هنوز خون بالا می‌آوردم فریاد دختر9ساله ام را شنیدم که با گریه می‌گفت: بابا! می‌خواهی چکار کنی؟! در همین زمان صورتم را به طرف در حمام برگرداندم که چهار لیتری تینر را دست شوهرم دیدم! فهمیدم چه نقشه وحشتناکی در سر دارد، التماسش کردم، اما او تینر را روی پیکرم ریخت و در یک لحظه فندکی را که در دست داشت روشن کرد.

 

التماس‌های من فایده‌ای نداشت و ناگهان شعله ور شدم خودم را زیر دوش حمام انداختم، ولی آتش خاموش نشد! جیغ می‌کشیدم که دارم می‌سوزم! ولی او با عصبانیت می‌گفت: بسوز! با سروصدا‌های ایجاد شده و فریاد‌های دخترم بود که همسایگان نیز آمدند و شوهرم با پتو شعله‌های آتش را خاموش کرد و…

 

این زن جوان درباره انگیزه شوهرش از اقدام به قتل وی گفت: من12 سال است که با این مرد زندگی می‌کنم در این سال‌ها مشکلی با هم نداشتیم، اما از حدود یک سال قبل خون مرا به شیشه کرده است از طریق گوشی تلفنش فهمیدم که با زن دیگری رابطه دارد و به من خیانت می‌کند! بار‌ها مرا تهدید کرده بود که یا تو را می‌کشم یا یکی از فرزندانت را! چند بار هم مرا کتک زد، اما من از او شکایت نکردم!

 

شوهر این زن جوان که به اتهام اقدام به قتل عمدی از طریق آتش زدن همسرش در جایگاه متهم نشسته بود نیز به قاضی باقری گفت: آن شب با همسرم جر و بحث داشتیم که این مشاجره‌ها تا اواخر شب ادامه داشت تا این که همسرم به داخل حمام رفت و من از حیاط منزل چهار لیتری تینر را برداشتم و روی او ریختم و سپس با فندک او را به آتش کشیدم! ولی بعد پشیمان شدم و با پتو شعله‌های آتش را خاموش کردم که هر دو دستم نیز در این حادثه دچار سوختگی شد!

 

متهم این پرونده هولناک ادامه داد: چند روز بود که همسرم سرناسازگاری گذاشته و به خاطر بیکاری همواره با من درگیر می‌شد حتی من یک خودروی ال90خریدم  که او اصرار داشت سند خودرو را به نام او ثبت کنم، ولی من از این کار خودداری کردم تا این که باز شب حادثه به من اصرار می‌کرد که به خانه پدرش در شهرستان برویم! به همین دلیل من هم عصبانی شدم! قاطی کرده بودم! نفهمیدم چگونه او را داخل حمام به آتش کشیدم! اکنون نیز از این کارم به شدت پشیمانم!

 

با اعترافات صریح این مرد سنگدل، بازپرس شعبه404دادسرای عمومی و انقلاب مشهد با صدور قرار قانونی، وی را روانه زندان کرد تا این پرونده دیگر مراحل قانونی خود را طی کند.

منبع:گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان

جهت کسب و دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d8%b2%d8%af/feed/ 0
جنایت مرد قناد به خاطر همسر سابقش http://ghazalehrahimi.ir/%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d9%82%d9%86%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%b4/ http://ghazalehrahimi.ir/%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d9%82%d9%86%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%b4/#respond Sat, 29 Jan 2022 13:31:09 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=925

جنایت مرد قناد به خاطر همسر سابق

مرد قناد که در جریان درگیری با شوهر همسر سابقش او را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود صبح دیروز در مقابل بازپرس شعبه یکم دادسرای جنایی البرز به جنایتش اعتراف کرد.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، رسیدگی به این پرونده از اواسط خرداد امسال به‌دنبال درگیری خونین مقابل یک قنادی در محمدشهر کرج شروع شد. مأموران گشت کلانتری با اطلاع از این ماجرا در محل درگیری حضور یافتند و با پیکر خونین مرد جوانی به نام رسول روبه‌رو شدند. خیلی زود تیم پزشکی در محل حادثه حضور یافت، اما به‌رغم تلاش پزشکان رسول در اثر ضربه چاقو و شدت خونریزی جان باخت.

 

بدین ترتیب تیم ویژه‌ای از کارآگاهان جنایی در صحنه مستقر شده و به دستور بازپرس کشیک قتل جسد رسول به پزشکی قانونی منتقل شد. ضارب که مرد41ساله ای به نام احمد بود در همان صحنه جنایت بازداشت شد و برای بازجویی به اداره پلیس انتقال یافت و به قتل اعتراف کرد.

 

در ادامه تحقیقات پلیس به بازجویی از همسر مقتول پرداخت که وی به مأموران گفت: مدتی قبل از احمد – قاتل- جداشده و با رسول ازدواج کرده بودم از همسر اولم پسری به‌نام علی داشتم که نزد پدرش زندگی می‌کرد، اما شوهر سابقم وقتی فهمید من ازدواج کرده‌ام دیگر اجازه نداد پسرم را ببینم. من بار‌ها از احمد خواسته بودم که اجازه دهد پسرم را ببینم رسول هم خودش این موضوع را می‌دانست و حتی پیامک‌های درخواست ملاقات من و فرزندم را خودش برای احمد می‌فرستاد، اما او هر بار به بهانه‌ای مانع این ملاقات می‌شد.

 

تا اینکه روز حادثه رسول به سراغ احمد رفت تا با او صحبت کند و رضایتش را برای اینکه من فرزندم را ببینم جلب کند. احمد قناد بود و در یک شیرینی‌فروشی در محمدشهر کار می‌کرد، اما نمی‌دانم چه اتفاقی بینشان افتاد که با هم درگیر شده و احمد با چاقویی که داشته است رسول را به قتل رساند.

احمد پس از اعتراف به جنایتی که مرتکب شده بود صبح روز دوشنبه پنجم مرداد در شعبه یکم دادسرای جنایی استان البرز به ریاست قاضی محمد عنبری تحت بازجویی قرار گرفت. در ابتدای جلسه اولیای دم خواستار اشد مجازات و قصاص متهم شدند.

آنگاه متهم در مقابل بازپرس ایستاد و درحالی که در اظهارات خود دفاع قابل قبولی برای ارتکاب این جنایت نداشت مدعی شد که هیچ انگیزه قبلی برای کشتن مقتول نداشته است و فقط از روی خشم و عصبانیت ناگهانی وی را به قتل رسانده است.

 

بازپرس عنبری پس از تفهیم اتهام به متهم و دریافت اعتراف‌های او با توجه به گزارش مأموران نیروی انتظامی و تحقیقات تیم جنایی پلیس آگاهی همچنین اظهارات شاهدان درگیری کیفرخواست او را به اتهام قتل عمد صادر کرد و متهم روانه زندان شد تا به‌زودی در دادگاه کیفری استان البرز پای میز محاکمه برود.

 

نگاه کارشناس

قاضی محمد عنبری بازپرس شعبه یکم دادسرای امورجنایی استان البرز

کنترل خشم در هر شرایطی یک مهارت است و فرد باید بیاموزد که چگونه در شرایط بحرانی خشم و رفتار خود را کنترل کند. نکته مهمتر اینکه برای حل برخی اختلافات می‌توان به‌صورت قانونی اقدام کرد تا در جریان رفتار‌های پرتنش خشونت قرار نگیریم. بیشتر قتل‌ها در شرایط غیرعادی و در زمانی رخ می‌دهد که تحمل و توان ذهنی فرد در سطح پایینی قرار گرفته است وقتی که خشم بر شما مستولی می‌شود، اگر نتوانید آن را مهار کنید اتفاقات جبران‌ناپذیری رخ می‌دهد.

 

هر آدمی ممکن است عصبانی شود، اما هر کسی که عصبانی شد مجنون نیست و عصبانیت رافع مسئولیت کیفری نیست و اگر تشخیص دهیم که کسی به‌علت عصبانیت مرتکب عملی شده است سبب نمی‌شود که او را فاقد مسئولیت تشخیص دهیم و با معاینات دقیق در پزشکی قانونی و نتیجه آزمایشات روانی این دو مسأله تمیز داده خواهد شد؛ بنابراین کسی نمی‌تواند با بیان اینکه من در یک لحظه عصبانی شدم فردی را به قتل برساند و باید پاسخگوی اعمالش باشد.

منبع:گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان

جهت کسب و دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d9%82%d9%86%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%b4/feed/ 0
زن جوان همسرم یک نقشه شیطانی برای من کشید تا راه برای هوسرانی هایش باز شود http://ghazalehrahimi.ir/914-2/ http://ghazalehrahimi.ir/914-2/#respond Wed, 26 Jan 2022 15:01:09 +0000 http://ghazalehrahimi.ir/?p=914

زن جوان همسرم یک نقشه شیطانی برای من کشید تا راه برای هوسرانی هایش باز شود

زن35 ساله که زندگی اش را در آستانه متلاشی شدن می‌دید درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد توضیحاتی ارائه داد.

زن جوان: همسرم یک نقشه شیطانی برای من کشید تا راه را برای هوسرانی هایش باز شودبه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،  تازه مقطع راهنمایی را به پایان رسانده بودم که «فرهاد» به خواستگاری ام آمد. آن زمان15سال بیشتر نداشتم و در شیطنت‌های دوران نوجوانی غرق بودم نه به ازدواج فکر می‌کردم و نه چیزی درباره آن می‌دانستم. فقط به خواست مادرم چادر رنگی را سرم انداختم و برای خانواده خواستگارم چای بردم. این گونه بود که چند روز بعد سر سفره عقد با جوانی نشستم که به تازگی گواهی نامه گرفته و به مسافرکشی مشغول بود. خلاصه طولی نکشید که زندگی مشترک من و فرهاد در زیر یک سقف آغاز شد. اما همسرم مردی خوش گذران و رفیق باز بود و هیچ مسئولیتی در زندگی مشترک نداشت. او همه درآمدش را صرف شب نشینی در کافه‌ها و تفریح و خوش گذرانی با دوستانش می‌کرد با وجود این من مجبور به سکوت بودم چرا که اعتراض هایم را با کتک پاسخ می‌داد. اولین فرزندم را در سن18سالگی زمانی به دنیا آوردم که باز هم حتی معنای مادر شدن را نمی‌دانستم و تنها با راهنمایی‌های مادرم از فرزندم مراقبت می‌کردم، ولی در این شرایط نیز رفتار‌های همسرم تغییری نکرد به طوری که مسئولیت پدری خود را نیز فراموش کرده بود و فقط اوقاتش را با دوستانش می‌گذراند. وقتی ماجرا را برای مادرش بازگو کردم مرا دعوت به سکوت کرد و گفت: زن باید در برابر رفتار‌های همسرش سکوت کند. پدر فرهاد نیز همین رفتار‌ها را داشت و من با آن که کتک می‌خوردم، اما سکوت کردم و به زندگی با او ادامه دادم. خلاصه رفتار‌های همسرم به جایی رسید که فهمیدم به من خیانت می‌کند و با زنان دیگری در ارتباط است. فرزند دومم در حالی به دنیا آمد که من سرگرم خانه داری و پس انداز پول با قناعت بودم تا این که منزل کوچکی خریدیم و از مستاجری نجات پیدا کردیم. آن روز‌ها من ارزان‌ترین لباس‌ها را می‌پوشیدم و مدام به همراه فرزندانم به منزل مادرم می‌رفتیم تا هزینه ناهار و شام را نپردازیم و من بتوانم پول بیشتری پس انداز کنم.

ولی بعد از گذشت20سال از این زندگی مشترک ارتباط همسرم با زنان و دختران غریبه همچنان ادامه داشت و من با آن که پیامک‌های زشتی را در گوشی همسرم می‌دیدم باز هم سکوت می‌کردم تا آبروی خانواده را حفظ کنم. با وجود این همسرم از مدتی قبل با این بهانه که من زنی با ظاهری زشت هستم ادعا می‌کند که قصد دارد زن دیگری بگیرد! ابتدا فکر می‌کردم شوخی می‌کند و موضوع را جدی نمی‌گرفتم تا این که حدود یک هفته قبل زنگ تلفن همراهم با یک شماره ناشناس به صدا درآمد. وقتی به آن تماس پاسخ دادم مردی از آن سوی خط در حالی که نام مرا بر زبان می‌آورد با بی شرمی می‌گفت: «عزیزم چرا سر قرار نیامدی؟ و خیلی حرف‌های دیگر!» هر چه می‌پرسیدم شما چه کسی هستید؟ او فقط حرف‌های بی معنی اش را تکرار می‌کرد. با عصبانیت تلفن را قطع کردم، اما این ماجرا پایان نیافت و همان شماره ناشناس پیامک‌هایی را که حکایت از ارتباط من با او داشت با عناوین مختلف در شبکه‌های اجتماعی برایم ارسال می‌کرد! دیگر کلافه شده بودم و نمی‌دانستم آن مرد ناشناس با چه هدفی این گونه پیامک‌ها را برایم ارسال می‌کند!

 

در همین افکار غرق بودم که شبی همسرم با چهره‌ای خشن و عصبانی وارد منزل شد و بی دلیل شروع به سر و صدا کرد. او مرا به قصد کشت زیر مشت و لگد گرفت و در حالی که فریاد می‌زد تو به من خیانت کردی و با مردی غریبه رابطه داری، ادعا کرد که صدای ضبط شده مرا دارد! این در حالی بود که فرهاد از جزئیات ماجرای مزاحمت تلفنی آن مرد غریبه نیز کاملا خبر داشت. آن شب بعد از آن که از زیر مشت و لگدهایش نجات پیدا کردم حدود نیمه شب بود که مرا از خانه بیرون انداخت و در برابر چشمان حیرت زده دخترم مرا زنی بدکاره خواند. گیج شده بودم اصلا از همسرم انتظار چنین تهمت‌های ناروایی را نداشتم. به ناچار در آن تاریکی شب به سوی منزل مادرم حرکت کردم در حالی که آرام و قرار نداشتم و از این موضوع بسیار نگران و ناراحت بودم. وقتی ماجرا را پیگیری کردم تازه فهمیدم که آن شماره ناشناس مربوط به یکی از دوستان همسرم است. وقتی او را تهدید به شکایت کردم مدعی شد به خاطر اصرار‌ها و خواست همسرم دست به این عمل زشت زده است! حالا بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک و با این تهمت‌های ناروا در دو راهی قرار گرفتم که…

شایان ذکر است، به دستور سرگرد محمدی (رئیس کلانتری آبکوه) پرونده این زن جوان در دایره مددکاری اجتماعی کلانتری مورد رسیدگی و بررسی‌های کارشناسی قرار گرفت

منبع:گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان

جهت دریافت مشاوره حقوقی با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

09123543720

86120774_021

]]>
http://ghazalehrahimi.ir/914-2/feed/ 0